می ترسم!
فکر نمی کردم روزی صدای شادمهر اینقدر متاثرم کنه...
تــرس...
ترسم اینه که روزی
من به یــاد تـو نباشم
دیگه دلســرد بشم از تـو
برم و با تـو نباشم
ترس من اینه که روزی
روی قولم پا بذارم
واسه بد بینی و حرفات
تو رو تنـــهـا بذارم
ترس من از خنده های
تلخ و بی روح لــب توست
کاش بدونی دل تنـــها
گمشـده تو این شــب تو
تـــرس...
ترسم اینه دیر بفهمی
عشق پاک و تو نگــاهم
دیگه آرزوم نباشه
بمونیم همیشه با هـــم
تـــرس...
آجی بهارم
آجی ِ خوشگل و خوش صدا و ملوسم
تولدت یه دنیا مبارک
تنها چیزی که میتونم بگه اینه که
امیدوارم به اون چه که میخوای...به بهترینا...برسی...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Happy birthday for today,
You’re kind and clever I must say.
With moments worth a million hugs,
Talks, with coffee in those mugs.
Your heart and values seem so right,
We share our views without a fight.
Our memories live with eyes so true,
Adventures grow in a life’s canoe.
I wish you more than words can say,
That you will never, cease to play.
Happy birthday for today,
I’m here for you, on this special day.

Happy Birthday Honey
-------------------------
My Love for You

از شروع امتاحانا بگم یا از اعصاب خوردیام سر انتخابات..؟
از اینکه هنوز وقت نکردم کادوی روز سپاس واسه مامانم بخرم یا از اعصابم..؟
از پر مشغله گی هام بگم یا از روزایی که نرسیدم دستی به سر و روی اینجا بکشم..؟
...؟؟؟
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
میدونی...
روزا داره عوض میشه...مدل لحظه هام عوض میشه
ترسام کم و زیاد میشه...
اخلاقم خوب و بد میشه...
میدونم...میدونم چقدر عوض شدم...
میدونم چه جوری شدم...
کمی دور از تحمل شدم
میدونم دیگه هیشکی رو قبول ندارم
اما ببین...
دستامو میبینی...ببین چه پرتوان شدم...
ببین چه قوی شدم...
چه قدرتمند جلو روی همه مشکلا سینه سپر کردم...
اصلا" نمیخوام شعار بدم...حداقل تو میدونی اهل شعار دادن نیستم
اما دیدی زندگیم یهو در عرض چند روز با من چه کرد...
دیدی خیانتکارای سنگرگرفته ی اطرافم باهام چه کردن...
همونا که اظهار عشق میکردن...
همونا...همونا که میگفتم با دستامون یاریت میکنیم...اما...
با همون دستا...تیشه به ریشم زدن...
دیدی..تو همه ی اینا رو دیدی...
دیدی هیچی نگفتم..دیدی سکوت کردم و شبا تو تنهاییم گریه کردم...
دیدی چه فکرایی کردم...دیدی سیگار گرقتم دستم و نکشیده انداختم زمین...
دیدی روحم و خورد کردن...
تو خودت شاهد همه ی اینا بودی...
بودی و دیدی و هیچی نگفتی...
دیدی چقدر محکم و نجیب واستادم...
دیدی چطور از نجابتم دفاع کردم...
تو دیدی دهنم باز نشد بگم تو روحتون...
دیدی آبرو بردن و آبروشون و نبردم...
دیدی بخشیدم و فراموش نکردم...
دیدی حلال کردم...
دیدی گذشتم...
درسته... این روزا دارم به موفقیتی که میخوام نزدیک میشم...
اما...
تو که تا حالا بودی و دیدی...نذار...
نذار اونچه که نباید بشه...
میدونم نمیذاری...
میدونم هنوز ته دلت یه ذره دوسم داری...
آره...کارای بدم زیاد بوده...
اما اگه کمکم کنی...
قول میدم...
به شرافتم قسم...
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
مامان...
بداخلاقی های این روزام و ببخش...
به خاطر استرس هایی ِ که بهم وارد میشه...
مامان...
روزت مبارک...
دخترت و ببخش...
تو که از همه مشکلام خبر نداری...
دارم خوب میشم...خوب...خوب...خوب...
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
امروزم که تهران کشت و کشتاره!
سبزپوشا با دولت...
الحق که تقلب گنده ای کردن تو آرا!
حق ۷۰ میلیون تو گلوشون گیر میکنه...
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
بچه ها...
اولا" بگم من در کمال سلامت به سر میبرم نگران من نباشید :دی
دوما" میام سر بزنم بازم نگران نباشید :دی
سوما" سرم یه خورده خلوت شه دستی به سر و روی اینجا میکشم
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
من این پایین نشستم سرد و بی روح
تو داری میرسی به قله ی کوه
داری هر لحظه از من دور میشی
ازم دل میکنی مجبور میشی
تا مه راه و نپوشونده نگام کن
اگه رو قله سردت شد صدام کن
یه رنگ مرده از رنگین کمونم
من این پایین نمیتونم بمونم
منم اونکه تو رو داده به مهتاب
کسی که روت و میپوشونه تو خواب
کسی که واسه آغوش تو کم نیست
میخوام یادم نره دست خودم نیست
...
دار می زند زندگی ام را
تصمیمات احساس گریزم
...
پشت همه ی صورتکهایم
تنها کسی نهفته است
که آرام آرام..
دارد از زندگی فاصله می گیرد...
تولدت مبارک..
کسی که ۹ ماه من رو تو خودت جا دادی!
دوسِت دارم...
![]()
+ بی شک در محیط بسته ی اندام تو بودن و اسیر بودن
سالها بهتر بود از آزاد بودن در این دنیای بی انتها...
این روزها زیاد از حد فکر میکنم
این لامس سب قلم را که به دست میگیرم می رود و می رود و
پشت سرش را هم نگاهی نمی کند
و انگار نه انگار که نمک گیر ذهن مشوش من است!
این روزهای پر مشغله ی سگی احساسم بدجور می شکند...
د ِ لامس سب منطق زیاده نمیخواهم!!
بفهم!
این روزها پشت خونسردی ام دنیایی ست...
این روزها که فقط کله ام حرف میزند بدجور گیر کرده ام...
+ این چشمهایم هم عجب دنیایی ست..
یک ساعت هم بشیند و ببارد انگار نه انگار!
نه پفی...نه قرمزی ای...هیچ...
چشمهایم هم خونسرد شده...