تبليغاتX
My Dream

My Dream

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که تهش هيچ فریادي نداره!

 

...::منو رها کن از این فکر تنهایی::...

...::تو نرفتی نه تو هنوزهم اینجایی::...

 

این هم قشنگترین قسمت تیتراژ شب شیشه ای


سلام سلام صد تا سلام:

همگی خوفین ؟ دماختون چاخه؟ چه خبرا؟!

راستی با یه عالمه تاخیر یه خبر خیلی خوب :

آیدای نازنین من خیلی وقته که بهوش اومده ...

از همه ی اونایی که حالش رو َازم می پرسیدن ممنون ممنون ....

خیلی خوشحالم ... خیلی ...

راستی ببخشید دیر اومدم ها ... دیگه این امتحانا بخاطر علاقه ی وافری که به من دارن

ولم نمی کنن که !!!!!!!!!!!!!! دیگه چی کار کنیم  دیگه ...

راستی چند روز پیش یه مشکل بزرگ برام پبش اومد که نتونستم برای امتحان فردام درس

بخونم ... خلاصه با چشم گریون رفتیم مدرسه.... یه خبر : مدیرمثل سگمون ازم امتحان

نگرفت !!!! گفت دخترم تو الان حالت خوب نبست یه روز دیگه امتحان بده ...!!!

من از تعجب رفتم فضا !


پ.ن ۱ : انجام این کارا از جانب مدیر ما مثله اینه که یه دختر با تیریپ فشن بیاد مدرسه و

مدیر بهش بگه آفرین گلم ! خوب کردی ...به بقیه هم بگو از فردا همین مدلی بیان !ْْ

پ.ن ۲ : از همه ی کسایی که این مدت منو با نظراشون شرمنده کردن سپاس وافر بعمل

می آورم ...

پ.ن ۳ : آیداییم از همین جا می بوسمت و خیلی خوشحالم که برگشتی ...

پ.ن ۴ :  دیگه ........  "اگه این بهارم بر نگردی خونه"

                                   "دیگه چیزی از من یادت نمی مونه"   ............

پ.ن ۵ : من عاشق شب شیشه ای هستم ...

پ.ن ۶: حرفی ندارم ....

بدرود ... ./

+ مهسا | |

 

سلام عروسکم . آیدام ...

آخه کجایی ؟ کجا؟کجا؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

...

تو کدوم وادی غم موندی عروسکم؟آیدای من؟پس کجایی امیدم؟

تو کدوم نگاه شوم گیر کردی و برنمی گردی؟

کدوم طلسمی سحرت کرده آیدای من؟

به کدوم جاده دعا پناه ببرم که بیای آیدای من؟

می دونم که برمیگردی ... می دونم ...

میدونم اونقدری بامعرفتی که برمیگردی... می دونم ...

به امیدت ... به امید اومدنت ...

 

آیدای نازم بیا که دل هممون برات خیلی خیلی تنگه ... خیلی عروسکم ... خیلی ...

می خوای تو هم بی معرفت شی؟ آره آیدای من؟ تو هم؟ نه ... نه ... نه ... نه آیدام ...

دلم برات تنگه .. دلمون ...

 

بچه ها جونم دعا کنین ... واسه آیدای مهربونم دعا کنین ... الان تو کُماست ...دعا ...

 

التماس دعا

 

...:: به امید خوب شدنت ::...

 

...:: منتظرتم آیدای نازم ::...

+ مهسا | |

...:: سیب تنهایی من ::... <<<این پست تقدیم به عروس زنده ام .آیدا>>>

  بگو

 وقتی چشمهایم را برایت هدیه فرستادم

 به چند

 چشمهایت را به آن دختر شرقی فروختی؟

 بگو

 وقتی سیبت را با آن دختر قسمت می کردی

 هیچ به یادم که کاشتمش بودی؟

 نه من هرگز سیبم را قسمت نمی کنم

 - حتی با تو ... ولی شاید -

 که عقربه های ساعتم به زوال رفت

 و روی سه گیر کرده هنوز

 و پنجره اتاقم قفل شد

 تا آن روز که

 آخرین شعر تمام شد

 و حالا که دیگر ماه هم عاشق نیست

 کسی آیا شعری هم می گوید؟

 ولی ... نه ...

 تو آن هدیه را قبول نکردی

 تو شعرم را نه ...

 و سیب قسمت شده ام را

 به قسمت روزگار تقسیم کردی

 وقتی که سیبی نیست

 آیا هیچ شعری جرئت دارد که به فرهاد بگوید سیبت را حوا خورد ؟

 ...

 دیگر جایی برای شعر نیست

 آیا این غرب سبز همان جایی نبود

 که پدر پدرم متولد شد

 که روزگاری فرهاد

 به عشق حوا

 آن سیب سرخ را از بیستون چید؟

 تو بگو

 حالا که من درگذر تاریخ گیر کرده ام

 و عشق شده شعر

 و دیگر عاشق نیستم

 تو بگو

فرهاد سیب را چید

 یا حوا بیستون رفت؟

 یا آیا حوا به تکرار آن گناه

 باز سیبی طالب است؟

 ...

                                                نوشته ی : مهسا زنده بی روح


این هم شعری بود از تنهایی تنهایی هایم ...

نوشته ی : مهسا زنده بی روح


سلام:

دیگه شاد نیستم ... دیگه نمی گم "سلام سلام صد تا سلام" !!!!!! تا وقتی آیدام خوب نشه ...

شاید بقول آیدا "دل من مرگ می خواهد ... می خواهم کمی دورتر ازشما ...

                     کمی نزدیکتر به ماه   بمیرم ..." !!!!!!

اینقده غصه تو دلمه که مثه یه مُرده شدم ... اما مرده ای که هنوز نفس میکشه و یه جایی رو

اشغال کرده ... دیگه هم نمینویسم "مهسا جوووووون" حالا باید نوشت "مهسا زنده بی روح" .

دست رو دلم نذارین که خونِ ِ خون ِ ... آیدا جونمیم ...آیدایی که این همه دوستش دارم ...

حالش خوب نیست ... یه هفتست ازش خبر ندارم ... دارم می میرم ...

بچه ها دعا کنین ... دعا کنین که حالش خوب شه ...

بازم آیدا "عروس مُرده" بود ... اما من که هنوز عروس نشدم ... !!!!!!

نه ... من نمیخوام روحم جزام بگیره ...

دعا کنین روح آیدای من ... روح عروسکم ... تو زمین باشه ... دعا کنین روح آیدا

جزام نگیره ...

آیدا جونم اونقده دوستت دارم که چند روز ِ داغونم ..منتظرت هم میمونم

تا اون روزی کی بیای ...اون وقت من دوباره می شم

"مهساجوووووون"  ...

پس بیا و من و همه اونایی رو که مطمئنم میدونی دوست دارن رو

خوشحال کن ... منتظرتم ...

نوشته ی : مهسا زنده بی روح


آیدا جونم ببخشید اینارو اینجا نوشتم ... آخه دارم دیوونه میشم ...

اینطور حداقل چند نفر شریک غصم میشن و شاید درکم کنن ...

نوشته ی : مهسا زنده بی روح


راستی .. دیروز با ریحانه جونم (بهترین دوست و معلمم) رفتیم بیرون ... کلی برام حرف زد

از خودش ...  ...  ...  ... من هم وقتی برگشتم خونه  رفتم تو اتاقم و یه دل سیر

واسه آیدا جونم و ریحانه جونم گریه کردم ...

   نوشته ی : مهسا زنده بی روح


پ۱:امروز از طرف مدرسه ما رو می خواستن ببرن اردو ... من نرفتم و لیلا جونمیم

صبح  sms  داد و دهن مبارکش رو باز کرد و هر چی خواست به من گفت ...

پ.ن ۲:دوستم برام از ترکیه سنجاب آورده ... اسمش رو گذاشتم "دنی" ...

پ.ن ۳:عین روانیا (که شدم) میشینم یه گوشه و میرم تو فکر ... طوریکه هر کی صدام میکنه نمیشنوم ..!!!

پ.ن۴ :دیشب مهمون داشتیم و قرار بود من ساعت ۶ خونه باشم که ۸:۳۰ رسیدم ...

مامانم هم هی چشم غره میرفت ...

پ.ن ۵: دیشب تو Ice Pack  سه بار Ice Coffee  سفارش دادم که پسره خنگ هر سه

بارش رو هم Ice Chocolate آورد ...

پ.ن ۶:دوباره  میگم  واسه سلامتی ِ آیدا جونمیم دعا کنین .... ممنون ...

نوشته ی : مهسا زنده بی روح


من مثه آیدا خداحافطی نمی کنم .... فقط میگم :

    تا بعد ......

نوشته ی : مهسا زنده بی روح

+ مهسا | |