|
*~~~من هنوز مست شب گذشته ام تو عجب شرابی هستی~~~ دلم گرفته به هم ریخته به هم ریختم فقط اون خوبه از همشون متنفرم شاید بیام شاید نیام خداحافظ تا روزی که again متولد میشم! *این همون جمله ای بود که هر کاری کردم تو بلاگ آپ نمیشد...
سلام دوستای گلم ... خوبین؟ میدونم .خودم میدونم.فحشم ندین دیگه ... میدونم نیومدم ...ولی به خدا بی مرفت نیستم. زندگی ِ دیگه ...الان هم اصلا" نیدونم چی بنویسم؟!از کجا بنویسم؟! هویجوری اومدم!!! نصف ِ شبی بیکار بودم به فکر آپ افتادم! میگما یه حس خیلی خیلی خوبی دارم! بگم دهنتون آب میفته الان هم فقط واسه اعلام حضور اومدم!!! هی بیا نت ... غر غر مامان بابا رو بشنو ...تلفن اشغال کن ... از کارو زندگی بیفت ... درس نخون ... آپ کن ... دردسر درس کن ... اووووووه کی میره این همه راهو ... الان همه فک میکنین چه قد خسیسم!ها؟! نه بابا ... دیگه من حوصله ی سابق رو ندارم واسه نظر دادن و این کارا ... ببخشین دیگه به بزرگیتون ... وااای بچه ها اینقده حسم خوبه که نمیدونم چه جوری تخلیش کنم ...خوشحاااااالم ... خیلی ... واسم دعا کنین که همیشه همینجوری باشه .. خیلی خوبه ...خیلی ... خب دیگه فعلا" همینا ... بازم میگم ببخشید که سر نزدم ... پ.ن: میخوام بگم حسم چیه ها ... ولی ای کاش میتونستم بگه ... دارم از خوشی میمیم ...!!! تا درودی دیگر بدرود ... ./
|
About![]()
احساس تو تقسیم میشود
Home
|