تبليغاتX
My Dream

My Dream

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که تهش هيچ فریادي نداره!

سلام

بعد از یه شرایط خاص دوباره اومدم

خوشحالم که اومدم اما خب نیتونم زیاد سر بزنم .حالم بهتره ولی بازم خب...

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

               

-دوستش دارم.میدونی دیگه از تنهایی نمیترسم؟من عاشق شبم...

-دوووووور...تا اون دور چشمام رفت.چشمام تیر میکشه.میشه دیگه جایی رو نبینم؟؟؟!

شقیقه هام در حد انفجارن ولی میشه چشمام جایی رو نبینه؟؟؟!

-چند صباحی ست خواب از چشمانم فرار کرده

  خیالت شیرینتر از خوابهاست

  دیگر به خوابها اعتنا روا نیست ...

-کی تا حالا ا.م.ی.د تو دلش جرقه زده؟!هه...چه مسخره...

متاسفم که به ا.ح.م.د.ی... رای دادیم! چی کم داشتیم؟...حالا چی کم نداریم؟؟؟!

-داشتم تراوشات ذهنم رو یه گوشه جمع میکردم که بازاومد تو ذهنم.پُرش کرد.

فکر کردم چی میشه الان جای ما ۴ نغر که روی این ۶ نفره خوابیدیم چی میشد

من و "اون" ۲نفره رو این ۶ نفره میخوابیدیم؟؟؟!

-اطرافم رو نگاه میکنم...چی میبینم؟!

میتونی بفهمی من به مدت ۱۲ ساعت ۸ تا بطری  1.5 lit آب رو سر کشیدم؟؟؟!

وای چقدر تشنمه... دهنم خشکه... یکی نیست یه لیوان آب بهم بده؟؟؟!!!

-هی نگام میکنه...گاهی نگاش میکنم...لبخند میزنه...گاهی لبخند میزنم...

احمق نمیدونه من جای این صورت مضحک یه صورت دیگه-اون-رو میبینم!!!

-ای کاش چراغی نبود

        اونوقت من با روشنایی چشمات قدم میذاشتم

                         روشن کن راهمو تنها جرقه ی هستیم...

-تاریکه...همه خوابن...چشام به زور رد خط رو روی کاغذ میبینه

گاهی چیزی تو وجودم میلوله: خوره ی نوشتن!

-میخوام گرم شم

  میشه سرمو بذارم رو شونه هات؟

  قول میدم فقط یه بار ... فقط همین یه بار ...

-چیزی دوست دارد دستهای تو را بگیرد

           چیزی دوست دارد قلب تو را لمس کند

                            و نگاهت را تا افق بکشد

  چیزی دوست دارد هُرم نفسهایت را در خود حبس کند

            چیزی درست

                              مثل دستهای من ...

-هه...یه دختر و پسر اندر خم یه کوچه رها! حالی میکنن ها!

غافل از دو سبز پوش پشت سرشون!

-هه...گربهَ رو...داره میلنگه...بیچاره...میدونی که؟؟؟

  کثافت حتی ورای چشمای هیز یه گربه هم رفته ـ شاید نیازـ!!!

-اَاَاَه...پس این درد نفس گیر کی تموم میشه؟این درد همیشگی حتی

کرمهای گورم رو هم اذیت میکنه...

*چه جالبه که حتی حوصله ی خودتم نداشته باشی!بعد بخوای با مغز خودتو بکوبونی تو دیوار!

-من رگ روح چاک میزنم و

گیلاس به گیلاس کُنیاک روح مینوشم

نمیدانی چه مزه ای دارد

وقتی تباه میشوم

وقتی خون رگ روح را تا ته مینوشم ...

-نمیذارن اتاقت رو سرمه ای کنی.میدونی چی کار میکنی؟

میای با رنگ سیاه چند تا pot بزرگ میندازی رو دیوار!بزرگ مینویسی:HATE!

دور چند تا pot دیگه بزرگتر مینویسی: NONE TO ALL!

خیلیم دلت میخواد بنویسی : !F.U.C.K  A.L.L

-حوصله ات سر رفته...satellite ...مزخرفتر از همیشه...

بدت نمیاد بندازی رو spice pla...m ...اه اه اه کثافتهای وحشی!

اینجا فقط  sex object مهمه...

-اگر حقیقت دایره ی زمین است پس این گوشه های انزوا چیست؟؟؟!

-لعنتیها .از همشون بدت میاد.دلت میخواد با روان نویس رو دیوار بنویسی:

 Fool ... Dumb !!!-طوریکه دیوار سوراخ شه -

-امشب ،نه،گاهی دلم میخواد برم جلوی آینه. قیچی بردارم و موهامو تیکه تیکه کنم.

ولی نه، دلم نمیاد."اون" از موهای بلند خوشش میاد !

-تا دو ماه یش فکر میکردم ما زندگی کردیم، نگو زندگی مارو ...!!!آره!

-SHITS ... BOO!           SHIT...BOO!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

فعلا" میرم بازم میام

دوستش دارم ...

 این تیکه یی که با رنگ مشکیه از طرف یکی از دوستان ِ...(آقا ایمان)...

مارو قابل دونست و اجازه داد بنویسمش... من خیلی ازش لذت بردم...

 

***هوا گرم میشه طوری که فک میکنی همه داردن اینور اونور بهت نگا میکنن...***

***حواسشون پرت میشه گاهاً ولی یکیشون بهت زول زده...***
***نمیشه اذیتش کرد چون پرواز رو به نشستن ترجیح میده... میترسه آخه...***
***میدونی چرا ؟ ... یه چیزی هست که روش سنگینی میکنه... ***

***زمین هم نمیتونه تحملش کنه...کم میاره...نمی تونه ...***
***ولش کنین...اذیتش نکنین...***
***میگم اذیتش نکنین ...***
***داره تاوانشو پس میده ؟***
***خوب باشه پس زیاد اذیتش نکنین...***

..........

+ مهسا | |