و صبح در چشمهایت طلوع می کند
وقتی چشمهایم باز می شود و
لبهایت می خندد...
۲۰ سالگی ام اینگونه آغاز شد...
۱۹تیر بود و گذشت و شد خاطره...
* نمیدونم این وضعیت تا کی ادامه داره...اما...
دلم خیلی تنگه واسه اینجا...
می ترسم!
فکر نمی کردم روزی صدای شادمهر اینقدر متاثرم کنه...
تــرس...
ترسم اینه که روزی
من به یــاد تـو نباشم
دیگه دلســرد بشم از تـو
برم و با تـو نباشم
ترس من اینه که روزی
روی قولم پا بذارم
واسه بد بینی و حرفات
تو رو تنـــهـا بذارم
ترس من از خنده های
تلخ و بی روح لــب توست
کاش بدونی دل تنـــها
گمشـده تو این شــب تو
تـــرس...
ترسم اینه دیر بفهمی
عشق پاک و تو نگــاهم
دیگه آرزوم نباشه
بمونیم همیشه با هـــم
تـــرس...
آجی بهارم
آجی ِ خوشگل و خوش صدا و ملوسم
تولدت یه دنیا مبارک
تنها چیزی که میتونم بگه اینه که
امیدوارم به اون چه که میخوای...به بهترینا...برسی...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Happy birthday for today,
You’re kind and clever I must say.
With moments worth a million hugs,
Talks, with coffee in those mugs.
Your heart and values seem so right,
We share our views without a fight.
Our memories live with eyes so true,
Adventures grow in a life’s canoe.
I wish you more than words can say,
That you will never, cease to play.
Happy birthday for today,
I’m here for you, on this special day.
